|
رسانه ای کوچک برای بیان دیدگاه های یک دانشجو
|
گويند كه در سياست، اكولوژي نقش مادري را ايفا مي كند كه نگران فرزندان خويش است. به راستي كه جمله اي زيبا و حقيقتي محض است اگر سياستمداران هر سرزمين فارغ از هر گونه سمت و سويي ، به عمق معني اين جمله دست پيدا كنند و آنرا باور داشته باشند.
ايمان به اين باور كه چرخه طبيعت مي تواند به تمامي خواسته هاي بشر امروزي پاسخ دهد، بدون شك هر سرزميني را مي تواند به سمت پايداري توسعه و نجات از هزينه هاي ميلياردي سوق دهد.
در كشور ما سالهاست كه اجرا برنامه ها و پروژه هاي زيست محيطي دچار يك نوع فلج مزمن شده است و در واقع هر شكست اكولوژيك ناشي از به حقيقت پيوستن تكنيك اشتباهي است كه موارد مشابه فراوان دارد.
در ماه اخير شاهد انتخاب رييس جديد سازمان حفاظت از محيط زيست كشور بوديم. رياستي كه بعد از 12 سال به يك مرد سپرده مي شود تا هواداران محيط زيست فارغ از هر گونه سليقه سياسي اين جمله را با خود تكرار كنند كه شايد در اين شرايط نابسامان ، مردي از خويش برون آيد و كاري كند.
اين روزها محيط زيست ايران به شدت نيازمند رويكردي جديد و احيا گرانه بوده و به ديگر سخن، طبيعت ايران نيازمند يك انقلاب كارشناسانه به وسيله افراد نخبه و دلسوز مي باشد.
در اين شرايط كه محيط زيست ايران نيازمند خروج از بحران مي باشد، نخبگان، كارشناسان، خبرنگاران و تمامي انسانهايي كه دغدغه محيط زيست دارند را به تكاپويي اكولوژيك دعوت مي كنيم تا همه با هم فارغ از هر گونه عقيده سياسي، پيشنهادات خويش را در جهت احيا و حفظ آنچه كه از طبيعت ايرانمان باقي مانده است را تقديم رييس جديد سازمان حفاظت از محيط زيست نماييم.
از همين رو پنج پيشنهاد سبز را تقديم رييس جديد سازمان مي نمايم، باشد كه ديگر صاحبنظران اين حيطه نيز با اين " تكاپوي سبز " همراه شوند.
1- حفظ و احياي تالابهاي كشور :
همانطور كه همه فعالان محيط زيست اين كشور مي دانند تالابهاي ايران در وضعيتي بحراني قرار داشته و بيش از نيمي از اكوسيستم هاي تالابي كشور خاموش شده اند. ارزش بسيار زياد تالاب ها ( 10 برابر جنگلها و 200 برابر زمين هاي زراعي ) ما را بايد به سمت حفظ و احياي آنها سوق دهد.
2- پاسداري از كمربند سبز كشور :
در حال حاضر جنگلهاي ايران نيازمند حفاظتي محكم تر و با برنامه است. آنچه كه براي حفاظت از جنگلهاي كشور احساس مي شود فرهنگ سازي در بين مردمي است كه با شدتي فزاينده، محيط هاي جنگلي سطح كشور را ( به خصوص جنگلهاي شمال كشور ) به زباله داني تبديل مي كنند.
3- حفاظت از تنوع زيستي كشور :
شايد اين جمله كه شمع تنوع زيستي ايران رو به خاموشي نهاده است، تكراري باشد اما اگر تنوع زيستي ايران، امروز وارد بحران شده است، بي شك بزرگترين علتش تخريب زيستگاهاي كشور است. از اين رو حفظ آرامش زيستگاه هاي سراسر كشور بايد در برنامه هاي آتي سازمان قرار بگيريد.
4- كاهش و كنترل آلودگي هاي كشور :
ايران امروز به علت بالا رفتن جمعيت، خويش را مجبور مي بيند كه براي برآورده كردن تماي خواسته هاي مردم ،صنعت را به شكل مخربي توسعه دهد. به همين دليل ما امروز شاهد انواع آلودگي ها در سراسر كشور هستيم. برنامه ريزي براي كنترل جمعيت و پايدار كردن توسعه، بايد در برنامه هاي نظارتي سازمان محيط زيست قرار بگيرد.
5-ارتباط مستقيم با نخبگان و خبرنگاران محيط زيست :
ارتباط با فعالان سبز انديش مي تواند به مديريت سازمان كمك كند تا مشكلات محيط زيست كشور را با ديدي گسترده تر مشاهده كرده و به وسيله خبرنگاران ارتباطي مسقيم با مردم برقرار كند تا بدين وسيله به گسترش فرهنگ زيست محيطي در كشور كمك كند.
بسيار گفته و مي گويند كه خرم آباد را بي درياچه كيو نمي توان تصور كرد. درياچه اي كه در شمال غربي شهر خرم آباد واقع شده است و با اينكه مركز استان لرستان، آثار تاريخي و طبيعي بسياري را در خود جاي داده است اما در اين بين دریاچه کیو پیوندی عمیق با زندگی مردم شهر داشته و خرمآباد را در رديف يكي از شهرهاي زيباي توريستي قرار داده است.
خرم آباد دارای پنج سراب زیباست که از میان این پنج سراب، تنها سراب کیو توانسته است به جایگاه واقعی خود برای طراوت بخشیدن به فضای ماشینی شهر دست پیدا کند
حدود شش ماه پيش در فاصله 150 متري اين درياچه عملياتي آغاز شد كه از همان ابتدا با نداشتن گزارش ارزيابي زيست محيطي تولد يك بحران را نويد مي داد.
عملياتي كه به گفته مدير كل سازمان حفاظت محيط زيست استان لرستان درخواست ارزيابي نداشت و هيچ مطالعه يي در اين زمينه انجام نگرفته و مجوز زيست محيطي نيز صادر نشده بود. با اين كه سازمان حفاظت محيط زيست مي دانست كه اين طرح گزارش ارزيابي ندارد اما با اين طرح مخالفت نكرد !
اکنون با گذشت چند ماه از آغاز این طرح در کنار دریاچه کیو ،شاهد خاموش شدن چشمه این سراب حیات بخش هستیم. اکنون خرم آباد را باید بدون « کیو » تصور کرد. مردم شهر خرم آباد اعتراض خود را به نحوي اجراي اين پروژه ابراز داشته اند اما همچنان با سكوت مسوولان شهر مواجهه مي شوند.
مقايسه بين عكس هاي گذشته اين درياچه با عكس هاي اين روزهاي آن عمق فاجعه را بيشتر از پيش به ما نشان مي دهند.
حدود يك ماه پيش در حد فاصل اين پروژه و درياچه چاه هاي بسياري حفر شد كه نه تنها به آب نرسيد بلكه عمق فاجعه را نيز گسترش داد.
در حال حاضر پروژه ميدان كيو روزهاي آخر خود را طي مي كند و مردم شهر نيز نظاره گر خاموشي درياچه اي هستند كه اين روزها با اندك آبي كه در قسمت جنوبي اش باقي مانده ميزبان پرندگان آبزي همچون مرغ ماهي خور سفيد و ابلق مي باشد. مرغان ماهي خوري كه هر چه تلاش مي كنند تا غذايي به دست آورند، تلاششان بيهوده است؛ زيرا ديگر تمامي ماهيان درياچه در اثر بي آبي تلف شده اند.
بي شك پروژه ميدان كيو به علت متلاشي كردن بافتهاي آهكي متخلخل آبرسان، كاركرد ميليونها سال تلاش طبيعت را با يك تصميم كاملا عجولانه نابود كرده است.
با اينكه يك پرسش بي پاسخ است اما بايد از مسوولان استان پرسيد كه از بين رفتن درياچه اي كه آرامش را براي مردم به ارمغان مي آورد بهتر است، يا زير گذري كه كمي از بار ترافيكي شهر مي كاهد؟
با اين همه همچنان مي توان با كمك كارشناسان و به وسيله ارزيابي محيط زيست از اثرات منفي اين پروژه كم كرد؛ اگر مسولان استان بخواهند !