|
رسانه ای کوچک برای بیان دیدگاه های یک دانشجو
|
" شمع خاموش شده محیط زیست ایران"
۱۱۰ سال پيش طبيعت استان لرستان ميزبان حيواني با جثهاي بزرگ و قوي با وزني بين ۱۰۰ تا ۲۵۰ کيلوگرم بود که در منطقه خرم آباد - پلدختر زيست ميکرد. آن حيوان شبگرد و دوست داشتني مرال نام داشت. اکنون نسل امروز لرستان، در حسرت ديدار با مرال استانشان هستند و متاسفانه اين نسل سبزانديش و طبيعت دوست بايد به جاي ديدن مرال، حسرتي تاريخي را درک کنند.
در روزگاري نه چندان دور، سرزمين لرستان داراي تنوع زيستي بسيار بالايي بود؛ بهطوريکه از نظر پوشش گياهي و جانوري در سطح بسيار مطلوبي قرار داشت. آنگاه که در کوهستان و دشتش آهو و مرال و قوچ زندگي ميکردند و طبيعت لرستان از وجود آنان لذت ميبرد، ما نبوديم تا ببينيم و لذت ببريم...
اکنون که رئيس سازمان حفاظت از محيطزيست لرستان خبر از احياي نسل آهو و مرال ميدهد تمامي موجودات استان در خطر انقراضي تاريخي هستند.
به عنوان مثال در حال حاضر سمندر لرستاني در وضعيتي کاملا خطرناک قرار گرفته و با اينکه گونهاي تحت حفاظت محسوب ميشود، اما در نورور ۸۸ و در کنار هزاران ماهي قرمز و در مقابل ديدگان مردم با قيمت شش هزار تومان فروخته ميشد و آن هنگام که در نمايشگاه صنايع و تجهيزات خانگي در تهران شاهد دهها سمندر لرستاني هستيم، تنها ميتوانيم در ذهن پر از حسرتمان اين نکته را ديکته کنيم که تنوع زيستي لرستان در حال نابودي است.
لرستان در حال حاضر داراي چندين منطقه حفاظت شده است که سالهاست منتظر احيا و گسترش است.هنگامي که مناطق حفاظتشده استان از گزند شکارچيان در امان نيستند و جنگلهاي استان هر ساله در حال تخريب شدن هستند آيا ميتوان حيواني همچون مرال را احيا کرد؟ آيا مناطق حفاظتشده لرستان، همچون اشترانکوه نياز به گسترش و حفاظت بيشتر ندارد؟ آن هنگام كه پلنگ منحصر به فرد لرستان با شكار بيرويه شكارچيان و نامهرباني مردم بومي منطقه، نزديك به دو دهه منقرض شده فرض ميشد، هيچ كارشناسي نميتواست پيشبيني كند كه پلنگ لرستان كاملا منقرضنشده است.
تا پيش از سال ۸۵ محيطزيست لرستان پلنگ خويش را منقرض شده ميپنداشت غافل از آنکه پلنگ لرستان، خويش را در پهنه استان پنهان کرده بود تا اينکه در سال ۸۶ حيات پنهاني خويش را ترک کرد و ناخواسته نبض حياتش را به دست شکارچيان فرصت طلب سپرد. در دو، سه سال اخير شاهد اخباري تلخ از شکار شدن پلنگهاي متعددي در استان لرستان بوديم و امروز تنها با اجساد مرده آنها ديدار ميکنيم.
آنگاه که در سال ۸۶ دو قلاده و در سال ۸۷ دو قلاده ديگر از اين گونه ناياب توسط شکارچيان کشته شد، نبايد با آغاز فعاليتهايي همچون آگاه سازي مردم، افزايش امنيت زيستگاه پلنگ و حفاظتي با برنامه و مستحکم به استقبال حمايت و حفاظت از اين موجود نادر ميرفتيم؟ جاي بسي تاسف و حسرت است که سال ۸۸ با تلف شدن يک ماده پلنگ لرستاني و فروش آزادانه سمندر آغاز ميشود. آنگاه که مديركل سازمان حفاظت محيطزيست استان لرستان خبر از دستگيري شكارچي ماده پلنگ منحصر به فرد لرستان ميدهد و ميگويد: ۳ توله اين پلنگ توسط شكارچيان ربوده شده است، تنها به اين موضوع بايد انديشيد که تنوع زيستي لرستان در مقابل آسيبهاي فراواني قرار گرفته است.
کاکاوند به بيان اين موضوع که عامل مرگ ماده پلنگ لرستاني يكي از اهالي منطقه بوده است كه پلنگ را به وسيله لاشه آلوده به سم كشته و با كشف محل زندگي اين ماده پلنگ متوجه شديم داراي سه توله بوده كه توسط شكارچيان ربوده شدهاند و چند روز بعد نيز لاشه در حال پوسيدن اين سه توله نيز در داخل يك گوني از شكارچيان متخلف يافت شد.
اينک نسل امروز ميداند و درک ميکند که نبود گونهاي همچون مرال چه آسيبهاي غير قابل جبراني را به سرزمينش تحميل ميسازد از اين روست که شجاعانه براي از بين رفتن تنوع زيستي سرزمين خويش فرياد اعتراض سر ميدهد و آگاهانه خواستار احياي آن ميشود.
تنوع زيستي لرستان اينک شمعي است که در اثر سوء مديريت، ناآگاهي مردم، کم شدن امنيت و کاهش فضاي مناطق حفاظت شده، رو به خاموشي نهاده است تا اين نکته تلخ را متذکر شود که با ادامه اين روند به زودي شاهد خاموش شدن اين شمع گران بها خواهيم بود.
اكنون تنوع زيستي ايران به وسيله عواملي همچون ناآگاهي مردم و ترس بيمورد آنان از حيات وحش، ضعيف بودن قوانين و مقررات در مورد قانون شكار و صيد و تخريب زيستگاهها و تبديل شدن آنان به اماكن مسكوني،كارخانهها و ايجاد راه در بين مناطق حفاظت شده و تخريب زيستگاهها به وسيله آلودگيهاي محيطزيست است كه باعث كاهش حيات وحش در اكثر مناطق كشور شده است.
بدون شك آيندگان اين سرزمين نميخواهند همچون توله پلنگان تازه به دنيا آمده با چشماني بسته به استقبال سرزميني بروند كه چرخه سبز حيات در آن متوقف شده و تنوع زيستي آن كاملا نابود شده باشد.