تبليغاتX
آوای محیط زیست ایران - " گلستان را دریابیم "
رسانه ای کوچک برای بیان دیدگاه های یک دانشجو

  

ديگر به شنيدن خبر هاي تلخ عادت كرده ايم. خشك شدن تالابهاي انزلي و پريشان و

بختگان  ، مرگ ماهيان زاينده رود و خرم رود و...نمونه خبر هاي تلخي هستند كه در

سال جديد كام دوستداران محيط زيست را تلخ كرده اند. اينك خبر تلخ تر از زهر

است.

بعد از موج دومي كه در وبلاگستان براي حمايت از تالاب هاي ايران به راه انداخته شد

و با استقبال سبز انديشان وب نويس مواجه شد و در روزهايي كه تب نوشتن از

محيط زيست در بين وبلاگ نويسان باب شده بود من پيشنهاد موج سوم را در سر

داشتم. پيشنهاد من اين بود كه موج سوم را به نام حمايت از پارك هاي ملي ايران

به خصوص پارك ملي گلستان كليد بزنيم اما دوستان با پيشنهاداتشان آتش درون

 مرا خاموش كردند.

        

اينك گلستان سبز ايران ، چند روزي است كه در آتشي سرخ مي سوزد و

 ناله هايش به گوش مي رسد كه تنهاست.

گلستان سالهاست كه نيمه جان است و در آتشي به رنگ توسعه مي سوزد.

اما كو چشم بينا؟

 گلستان اينك در آتش است ،  دوستان چه كنيم با آتش بي رحم؟

   چونكه گل رفت و گلستان در گذشت        نشنوي زان پس ز بلبل سر گذشت

گل كه رفت ، گلستان هم مي رود ، آن بلبلي كه ديگر نخواهد خواند ماييم و

سرنوشت ماست و از آن بدتر سرنوشت آيندگان اين مملكت است كه  از ايران

چيزي جز  جهنمي سياه و خاكستري نخواهند يافت.

اينك حمايت كردن از گلستان مهمتر است يا نوشتن از المپيك پكن؟ دوستان بياييم

يك بار ديگر ،  مانند حمايت جاودانه اي كه از تالاب هاي ايران كرديم ، اراده سبزمان را

نشان دهيد تا آيندگان ايران روزي به اين حمايت هاي ما افتخار كنند و بگويند كه در

ايران كساني هم بوده اند كه قلمي استوار و دلي شجاع داشته اند.

                     

                    گلستان را دريابيم...اینک که وقت تنگ است...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/06/04ساعت 0:58  توسط محسن تیزهوش  |